|
|
جوک قدیمی از سید ابراهیم نبوی |
|
|
یک روز ژاک شیراک و جرج بوش و احمدی نژاد رفتند پیش خدا. جرج بوش از خدا پرسید: خدایا! تا دو سال دیگر در کشور من چه اتفاقی می افتد؟ خدا گفت: تا دو سال دیگر چند طوفان دیگر در کشورت می آید، خانه های مردم را سیل از بین می برد، وضع اقتصادی خراب می شود، مردم از صبح تا شب به تو بد و بیراه می گویند، و احتمالا دیگر به تو رای نمی دهند. بوش با شنیدن این حرف افتاد روی زانوهایش و زار زار گریه کرد. ژاک شیراک از خدا پرسید: خدایا! تا دو سال دیگر در کشور من چه اتفاقی می افتد؟ خدا گفت: تا دو سال دیگر تمام شهرهای کشور تو دائما شورش خواهد بود، مردم ماشین ها را آتش می زنند، تعدادی از مردم و پلیس کشته می شوند، وزیر کشور و نخست وزیرت استعفا می دهند و مردم دچار فقر و بیکاری می شوند. شیراک با شنیدن این حرف افتاد روی زانوهایش و زار زار گریه کرد. احمدی نژاد از خدا پرسید: خدایا! تا دو سال دیگر در کشور من چه اتفاقی می افتد؟ با شنیدن این حرف خدا افتاد روی زانوهایش و زار زار گریه کرد تیزهوشان از کفار بدترند |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 0:32 توسط محمد
|
|
||