|
|
ساختمانهای ضد زلزله در عصر هخامنشیان |
|
|
دوستان سلام امیدوارم که همه خوب باشید
طی مطالعات انجام شده بناهای ساخته شده در ۲۵۰۰ سال پیش در مجتمع پاسارگارد تحمل زلزله با شدت ۷ ریشتر را دارند.این بنا ها بر روی دو پی قراردارند که پی اول از سنگ و ملات و ساروج بوده و پی دوم فقط از سنگ می باشد که بر روی پی اول می لغزد و به این ترتیب می تواند در برابر زلزله مقاومت کند .این شیوه جز جدیدترین تکنولوژی سازه می باشد که در دنیا انجام می شود و ایرانیان در زمان هخامنشیان به آن پی برده بودند و چقدر اسفناک است که پس از ۲۵۰۰ سال در این کشور زلزله ۵ ریشتری باعث مرگ ۵۰۰۰۰ ایرانی می شود. انگار بلاهای طبیعی دست از سرایران بر نمی دارند در ۱۰ سال گذشته زلزله گیلان -زلزله اردبیل وبم -سیل و طوفان و رانش زمین وبرف وبهمن و.................باعث مرگ وویرانی های فراوانی شده و بدتر ازهمه که در قرن ۲۱ با کوچکترین اتفاق هزاران کشته و مجروح خواهیم داشت وبا نسیم کوچکی خانه های مردم بر سرشان خراب می شود وبا بارش چند قطره باران و برف قحطی و گرسنگی و مرگ به سراغ ما می آید . به راستی کی میخواهیم خودمان را در برابر این حوادث ایمن کنیم تا کی باید شاهد مرگ و خرابی باشیم چرا هیچ مسئولی در برابر این حوادث مسئول نیست.ایا ویرانی یک شهر در اثر بارش برف هم توطئه استکبار جهانی و صیهونیسم بین المللی است؟؟؟ایا سوختن ۳۰۰ انسان در آتش سوزی مسجد ارگ تهران هم نتیجه سیاستهای کاخ سفید است؟چرا به جای توهم توطئه و انداختن گناه به گردن این و آن به فکر ساختن خودمان نیستیم ؟چرا از خیل فارغ التحصیلان ودانش آموختگان بیکار برای بهسازی کشورمان استفاده نمی کنیم؟ چرا به جای حیف و میل بودجه کشور و مصرف غیر اصولی و ریخت و پاش آن به بازسازی ایران اقدام نمی کنیم ؟چه کسی مسئول است؟تاوقتی که امورات این کشور در دست امام زمان است مسئولین نظام شب را با آرامش می خوابند تا سقف های مردم بر سر فرزندان این ملت خراب شود. ملت ایران که یک روز ملت اول دنیا بودامروزننگ تمدن عصر حاضر شده زیرا تمام کارهای ما را دست تقد یر درست می کند و امورات ما را باطن شریعت اصلاح می کند و اعمال ما را دست غیبی به نظام می اندازد فقط نمی دانم با وجود این دستان غیبی این همه ریئس و آقا و امیر و ایت الله و حجه الاسلام و امام جمعه و شیخ و ملا و آخوند و........از جان ما چی می خواهند و مثل زالو به تن ما چسبیده اند و خون ما را می مکند .اگر قرار است با وزش هر نسیمی تن ما بلرزد پس به این همه آقا بالا سر چه نیازی داریم؟ .زیدی می گفت قانون بد بهتر از بی قانونی است ولی من فکر می کنم بی قانونی هزار بار بهتر از قانون بد است زیرا در هر بی نظمی -نظمی نهفته است .هزاران سال است که هیچ قانونی در جنگل حکمفرما نیست و هیچ اتفاقی هم نیفتاده است .اگر قرار است ما مثل حیوانات جنگل زندگی کنیم پس بهتر است قانونی هم نداشته باشیم و اگر قرار است قانون بر ما حکومت کند پس باید در برابر ما مسئول باشد و امورات ما را به قضا و قد ر نسپارد ......... |
||
|
2
نوشته شده در جمعه سی ام بهمن 1383ساعت 19:19 توسط محمد
|
|
||
|
|
بارش شدید برف و مابقی قضایا |
|
|
دوستان سلام امیدوارم که همگی خوب باشید به گزارش خبرگزاریها بارش برف در شهرستان رشت که از روز سه شنبه گذشته آغاز گردید در 33 سال گذشته بی سابقه بوده است .شدت بارش به حدی بود که ارتفاع آن در بعضی مناطق به بیش از 2 متر رسیده است .راه های ارتباطی به شهرستان رشت مسدود و عبور و مرور وسایل نقلیه متوقف گردیده آب و برق اکثر مناطق قطع وکمبود ارزاق عمومی در سطح شهرباعث هجوم مردم جهت تامین مایحتاج گردیده صفهای طولانی جلوی نانواییهایی که به دلیل نداشتن آب و برق پخت نمی کنندچهره شهر را به صورت جنگ زده در آورده است. سقف بسیاری از خانه ها و مغازه ها فر ریخته و اتومبیل های زیادی در خیابانها رها شده اند.به دلیل مسدود بودن راه های ورودی شهر مسافران زیادی در چند کیلومتری رشت در بین برف و سرما گیر افتاده و در انتظار گروه های امدادی می باشند. شرایط فوق العاده ایجاد شده باعث گردیده تا عده ای سود جو با استفاده از احتیاج مردم و کمبود اقلام مورد نیاز و ناتوانی مسئولان در تامین خواسته های مردم اقدام به افزایش قیمتها نمایند به طوری که مایحتاج ضروری به 2 برابر قیمت فروخته می شود و چکمه های لاستیکی که در شرایط عادی 1900 تومان قیمت دارد بین 5000تا6000تومان به فروش می رسد و برای پارو کردن برف بام خانه ها مبلغی بین دویست تا سیصد هزار تومان دریافت می گردد . به خاطر داشته باشیم که در تمام دنیا مردم در شرایط فوق العاده به کمک هم رفته و خیلی از امکانات را به طور رایگان بین هم نوعان خود تقسیم کرده و حتی در حوادث نقاط دیگر دنیا با کمکهای مالی خود به دیگران یاری می رسانند و انگار فقط ما ایرانیها منتظر این گونه حوادث هستیم تا با توجه به نیاز ایجاد شده به سود جویی بپردازیم و انگار نه انگار که سعدی گفته است که بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار البته انگار فقط در کشور ما عضوها دگر خوش به حالشان می شود...............تا بعد |
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم بهمن 1383ساعت 22:14 توسط محمد
|
|
||
|
|
اصولگرایی و بانوان موتلفه |
|
|
سلام دوستان عزيز |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1383ساعت 23:48 توسط محمد
|
|
||
|
|
هاشمی و 26 سال گذشته |
|
|
دوستان سلام دهه فجر شروع شد بيست و ششمين سال پيروزي انقلاب 57 رو به اتمام است و وارد بيست و هفتمين سال مي شويم در طول اين 26 سال چهره هاي مختلفي در اين نظام ديده شدند ولي يک نفر است که بيش از همه سکان اين کشور را در دست داشت 8 سال رياست مجلس و 8 سال رياست جمهور و8سال رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام و عضويت در مجلس خبرگان و ..... اين شخص کسي نيست جز علي اکبر هاشمي بهرماني (رفسنجاني)شخصي که در تار و پود نظام ريشه دوانده و به جرات مي توان گفت که 75% کشوري که در آن زندگي مي کنيم ساخته دست ايشان است 75% از تمام مسائلي که در اين کشور مي گذرد نتيجه سياستهاي وي مي باشد پس با نگاهي اجمالي به کشورمان مي توانيم کارنامه آقاي هاشمي را ببينيم کارنامه اي که گذشته و آينده و حال ما را رقم ميزند. کشوري که بيکاري جوانان و به خصوص قشر تحصيلکرده و فقر اقتصادي و فرهنگي و فساد و فحشا و ارتشا و اختلاص در آن بيداد مي کند ربا خواري و کلاهبرداري به شغلي پر درآمد تبديل شده اقتصاد و صنعت ورشکسته و ايجاد طبقه جديد نو کيسه و فاصله شديد طبقاتي و قوانين بي پايه و اساس و هزاران معضل ديگر که مانند استخوان داخل زخم خودنمايي ميکند همه و همه حاصل دستان پر توان سردار سازندگيست و ظاهرا دستهايي در تلاشند تا با جار و جنجال رسانه اي مجددا هاشمي را بر روي صندلي رياست جمهوري بنشانند تا آن 25% باقي مانده را هم با دستان پرتوان او به تلي از خاک تبديل کرده و کشورمان را کاملا ويران و نابود کنند تا با خيالي آسوده نفس راحتي بکشند و با دلارهاي نفتي به يغما برده به دنبال نقشه هاي جهانگيري خود باشند و اين وظيفه من و توست تا از باقيمانده اين مرز و بوم دفاع کنيم اين بار و براي هميشه بايد دشمن را از خانه خود بيرون کنيم دشمني که به نام دوست از پشت خنجر ميزند و تا تمام هستي ما را نابود نکند آرام نمي نشيند .......تا بعد |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم بهمن 1383ساعت 17:26 توسط محمد
|
|
||
|
|
اجانبی دیگر |
|
|
سلام دوستان امیدوارم که همه خوب باشید .
وقتی به تاریخ ایران نگاه کنیم پر از حوادث تلخ و وحشتناکه . از هجوم اسکندر تا حمله اعراب و چنگیز و تیمور و ...............در طول سالیان درازمردم این مرز و بوم سختی ها و مشقت های فراوانی را تحمل کردند پس از سقو ط ساسانیان دوران استعمار و استثمار ایران شروع شد و اقوام مختلفی از اعراب گرفته تا مغولان و تاتاران وافاغنه این سرزمین را تاراج کردند با ظهور نادر دوباره عظمت و افتخار به این کشور لبخند زد ولی دیری نپایید که استعمار پیر انگلستان به شیوه دیگری دست به تاراج خاک ما زد تا سالها دخالتهای بیگانگان باعث شد تا فرزندان کوروش در رنج و بدبختی زندگی کنند . مبارزات مردم در طو ل انقلاب مشروطه هم نتوانست دست اجانب را از ایران کوتاه کند ولی حداقل باعث بیداری این قوم گردیدو پایه گذارنهضت ملی شدن نفت گردید و ایجاد حکومت ملی مصدق . - اگرچه دوران مصدق خیلی زود سرآمد و با توطئه بیگانگان و همراهی گروهای متعصب مذهبی چون فداییان اسلام که مصدق را کمونیست می پنداشتند اخرین بارقه های امید هم خاموش شد و دور جدیدی از تسلط اجانب بر ایران آغاز گردید با شروع انقلاب ۵۷ این ملت به امید استقلال و آزادی بر ضد هر آنچه رنگ غیر داشت بپاخاستند و به امید تولدی نو جان بر سر خاک خود نهادند تا دیگر فرزندان ایران رنگ رنج و طعم ذلت نبینند اما این بار بیگانه از خود ما بود . این بار بیگانه نام ایرانی -زبان ایرانی و ملیت ایرانی داشت این بار خودمان -خودمان را تاراج کردیم این بار به نام دین و به اسم خدا یوغ بر گردن نوادگان آریایی نهادیم این بار خودمان منابع ملی خود را تاراج کردیم و به باد دادیم این بار خودمان شلاق به تن خسته خودمان زدیم و این بدترین نوع استعمار است که "چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا" اما چرا؟؟؟؟؟؟؟ چرا در طول سالیان دراز نتوانستیم روی پای خود بایستیم .چه اتفاقی افتاد که بزرگترین قدرت جهان در زمان خود به چنان روزی افتاد که تا قرنها بردگی بیگانگان را می کرد؟ اعراب به ما قول دینی را میدادند که در ان همه با هم برادر و برابرند .به ما قول عدالت دادند و ما فریب ظاهر زیبای دین محمدی را خوردیم و با دست خود طوق بردگی را بر گردن خود آویختیم و این شروع تاریخ فلاکت بار ما بود زیرا ما حس برتری جویی خود را از دست داده بودیم ما دیگر ملت اول دنیا نبودیم و هر گاه خواستیم به گذشته پر افتخار خود نگاه کنیم به نام مجوس و زندیق به دار آویخته شدیم و هر گاه خواستیم سخن نویی بگوییم با چماق تکفیر روبرو شدیم و این شیوه تا این زمان ادامه دارد .پس از هزاران سال هنوز ملی گرایی ضدیت با دین تلقی می شود و شعار ایران برای همه ایرانیان را بهایی گری و مخالفت با اسلام می نامند .حکومت از خلفای عباسی به خلفای علوی رسیده است ولی بدانیم اجنبی -اجنبی است حتی اگر ایرانی باشد............. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1383ساعت 0:19 توسط محمد
|
|
||
|
|
شرافت بشری |
|
|
سلام دوستان .
امروز مسابقه فوتبال بین تیم ملی آلمان و بازیکنان خارجی شاغل در بوندس لیگا برگزار شد . در آمد این مسابقه که ۴۷۵۰۰۰۰۰۰ دلار بود به حادثه دیدگان تسونامی تعلق گرفت . تا اینجای مطلب که یک مسئله عادیه ولی چند روز قبل در اخبار خوندم که یکی از وعاظ تهران در مراسمی با اشاره به این حادثه گفته بود که در کشورهای مالزی و اندونزی هر کس می رفت باید عریان می شد و خدا اینگونه برای آنها عذاب فرستاد تا جزای کارهای خود را ببینند . بعضی وقتها از اینکه ایرانی و مسلمان هستم شرمم می آید . چرا ما نباید مثل بقیه دنیا فقط آدم باشیم چرا باید انسانها را به دو گروه مسلمان و غیر مسلمان تقسیم کنیم و هر انکس که غیر ماست مستحق مرگ و پس از آن عذاب دوزخ بدانیم چرا انسانها را بخاطر اینکه انسانند نمی شناسیم و ملاک ما برای بر حق بودن دین آنهاست .جنایات ابومصعب الزرقاوی را مقاومت مردمی و کمکهای بشردوستانه را نقشه های استعماری بدانیم توهم توطئه در تار و پود رهبران ما ریشه دوانده حادثه ۱۱ سپتامبر را جشن می گیریم و آنگاه انتظار داریم دنیا ما را با نظر مثبت نگاه کند . ایا به راستی معیار بر حق بودن نوع دین افراد هست ایا نمی شود انسانها را بر حسب انسانیت انها بسنجیم نه بر حسب نام دین انها. آیا خدای محمد با خدای عیسی فرق دارد ...........
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه هفتم بهمن 1383ساعت 2:36 توسط محمد
|
|
||
|
|
فردایی که میآید |
|
|
دوستان سلام اميدوارم همه خوب باشيد مي گويند روزي حضرت سليمان از راهي ميگذشت که ديد جبرييل در گوشه اي نشسته و هاي هاي گريه مي کند سليمان جلو ميره و علت گريه جبرييل را سوال مي کند جبرييل به سليمان مي گوييد :داشتم به تو فکر مي کردم که چه موجود بدبخت و بيچاره اي هستي و دلم برات سوخت و به گريه افتادم سليمان با تعجب جواب ميده که من که پيغمبر خدا هستم و بر جن و انس و حيوان و انسان و باد حکم ميرانم و پادشاه هفت اقليم هستم بدبختم جبرييل مي گوييد :آري همه اينها هستي ولي بدان که اگر در شرقي ترين قسمت کشور تو مورچه اي زير پاي فيلي له شود در آن دنيا تو بايد جوابگو باشي.اين را چرا گفتم؟ اگر هر کودکي گرسنه بخوابد اگر هر مادري در ماتم فرزند بنشيند اگر هر پدري شرمنده خانواده خود بشود اگر زندگي هر زوجي بخاطر فقر مالي از هم بپاشد اگر هر بي گناهي شبي را در زندان بماند اگر هر قلبي شکسته شود و .........خلاصه اگر هر آهي به آسمان برسد فقط يک نفر بايد جوابگو باشد و چه سخت است جواب اين ملت بزرگ بخاطر ظلم هايي که تحمل کرده را دادن فرداي روزي که ديگر رهبر نيستي بايد جواب ما را بدهي که به چه گناهي کودکان ما سوختند به چه گناهي جوانانمان در منجلاب اعتياد افتادند و چرا زندگي ها از هم پاشيد . به چه قيمتي کشور ما فنا شد و به چه گناهي ......... راستي چرا؟ |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه ششم بهمن 1383ساعت 1:51 توسط محمد
|
|
||
|
|
نواب صفوی |
|
|
دوستان عزیز سلام نواب صفوی را می شناسید؟این روزها سالگرد اعدام سید مجتبی میرلوحی مشهور به نواب صفوی است شخصی که این روزها به دلیل ترورهایی که انجام داده به یک قهرمان تبدیل شده ولی به نظر من نواب نه تنها یک قهرمان بلکه یک تروریست متعصب و دوگم با افکاری پوسیده بود . نواب با ترور کسروی معروف شد پس از ترور نافرجام کسروی توسط شخص نواب که باعث زندانی شدن نواب به مدت یک هفته شد (با فشار بازاریان وی از زندان آزاد شد )برای بار دوم یکی از یاران نواب به نام حسین امامی در دادگاه کسروی را به قتل رساند البته باز هم به دلیل فشارهای بازاریان بیش از 8 ماه در زندان نماند. این ترور باعث معروفیت نواب و یاران او شد نواب در طول سالهای پر التهاب دهه 30با تندرویها و تعصبات احمقانه نقش مهمی در تاریخ این کشور بازی کرد گروه او با مخالفت با دکتر مصدق و اقدام به ترور دکتر فاطمی وزیر خارجه وطن پرست کابینه دولت ملی و اعلام تکفیر آیت الله کاشانی و سکوت در برابر کودتای 28 مرداد نقش مهمی در سقوط دولت ملی داشت و همچنین با مخالفت با ایات عظام بروجردی مرجع بزرگ شیعه و خوانساری و حجت باعث تفرقه و نفاق در مردم شد از دیدگاه نواب اسلام همان است که او میگفت و ایران که یک کشور اسلامی است باید به شیوه ای که او می پسندید اداره می شد در آرمانشهر نواب جامعه به سه بخش تقسیم می شد بخش اول کشاورزان که باید از صبح تا شب کار می کردند و شبها می خوابیدند تا برای روز بعد آماده باشند بخش دوم کارمندان که باری به هر جهت وجود داشتند و بخش اصلی که بازاریان بودند و نقش پدر جامعه را بازی می کردندو در تمام امور حتی ازدواج دو بخش دیگر نظارت می کردند . از منظر اقتصادی کشور مانند دکانهای بقالی سابق با دفترهای بدهکار و بستانکار و چوب خط اداره میشد حجاب اجباری و نماز اجباری و جامعه ای کاملا محدود درست مانند آنچه در افغانستان زمان طالبان دیده میشد با این تفاسیر چند روز گذشته یکی از بزرگان اصولگرا آرزو کرده بود که کاش در این دوره هم مانند نواب داشتیم باید بگویم اگر خوب نگاه کنیم داریم بن لادن -ملا محمد عمر - ابومصعب زرقاوی - الله کرم -ذوالقدر -موتلفه اسلامی مصباح یزدی و........ نمونه های داخلی و خارجی نواب هستند ولی حتی افغانستان عقب مانده هم اسلام طالبانی را تاب نیاورد چه رسد به ایران............تا بعد |
||
|
2
نوشته شده در جمعه دوم بهمن 1383ساعت 0:17 توسط محمد
|
|
||